سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان





























بسم الله الرحمن الرحیم


یادش به خیر مرحوم کافی..انگار همین امروز فریاد زده است ..نه از زبان خودش بلکه از زبان امیرالمومنین علیه السلام:


«یا اهل العراق نبّئت انّ نسائکم یدافعن الرّجال فی الطّریق اما تستحیون؟  ....ای مردم عراق، باخبر شده ام که زنان شما در بازار تنه به تنه مردان می زنند آیا شرم ندارید؟ »مشکاة الانوار، ص 337


اگر نشنیده اید در نوار بلعم باعورا _به گمانم_ گفته است و گفته است که حتما حضرت علی علیه السلام با ما ایرانی ها نبوده! با عراقی ها بوده!


اینگونه است؟ دل حضرت را چه به درد آورده؟ که چونان فریاد زده بر سر مردم عراق؟ و مرحوم کافی را چه شده که چنین فریاد زده بر سر مردم ایران _ام القرای جهان اسلام_ و تهران _عاصمه شیعه_؟


پایتخت اسلام باید چنین باشد؟ مرام برادران پیامبر که به ایشان مرحبا گفته است باید چنین باشد؟


کمترین لکه ای بر این تاریخ سفید و روشن ملت اسلام _ایران_ بیشترین است. 


حقا که آدم دلش به درد می آید وقتی خیابان من کمتر رنگ خیابان اسلامی را دارد .
شهر من کمتر بوی شهر مذهبی را به مشام می رساند.
در جای جای کشورم کمتر حس مهد اسلام و ایمان می کنم.


آدم دلش به درد می آید وقتی حرم می رود و گاهی می بیند زائران بی بی وقتی از صحن خارج می شوند انگار از زندان آزاد شده اند که زود چادرها را بر می دارند و به زور در کیفشان می چپانند.


آدم دلش به درد می آید  وقتی می بیند همسایه طبقه پایینی با لباس بسیار نامناسبی (و البته باحجاب است چون یک چادر نازک بر سر دارد که برجستگی ها و برهنگی های بدنش را پوشانده!) برایش غذای نذری امام حسین (ع) می آورد.


آدم دلش به درد می آید وقتی بعد از چند وقت هم که با خانواده به پارک می رود و سفره ای پهن می کند ماشینهایی که از خیابان پارک رد میشوند و آهنگهای آنچنانی از باندهای ماشینهایشان پخش میشود زهر میکنند شام آن شب را به کام آدم!


آخر مگر اینجا مملکت اسلام نیست؟ مگر مملکت علی (ع) نیست؟ کدام فریاد مردان ما ،با غیرت علویست؟ مگر مملکت فاطمه علیها سلام نیست؟ کجای عفاف زنان ما ، عفاف فاطمیست؟


مگر اینجا "آرام"گاه دخت موسی بن جعفر نیست؟


کاری کنیم..امر به معروف ونهی از منکر را من و شما باید زنده کنیم (البته مراتب استغفارم را باید به خدایم برسانم که با بی ایمانی های من و امثال من این واجب مرده است) .


تذکر زبانی


باورکنیم که حضور ما درفضاهای عمومی خودش امر به معروفیست مهم و نهی از منکریست قوی بشرطی که لباس من، رفتار من ،خانه من ، اسم من ، حتی حرفهای من جهت دار و شعارمذهبم و نماد دینم باشد. عمامه ی شمای روحانی فقط مخصوص منبر و مسجد نباشد ، حضرت علامه مصباح می فرمودند در دنیایی که دنیای نمادها و سمبلهاست چطور می توان تاثیر لباس روحانیت را در تبلیغ عملی و معرفی دین نادیده گرفت؟..با تاسی از فرمایش استاد من هم می گویم چطور می توان تاثیر حضور با نمادهایی مثل چفیه ، مقنعه چانه دار ، نوشته های مذهبی روی دیوارها و ماشینها(البته طوری که دید راننده را نگیرد تا تخلف محسوب شود ، مثلا روی کاپوت یا گوشه ی شیشه و...) ، پرچمهای عزاداری سردر خانه ها یا آپارتمانها و هزار  هزار نماد دیگر را در تبلیغ دین و تغییر چهره و فضای شهر نادیده گرفت؟


باور کنیم که همین نگاه آمرانه و ناهیانه ی من و شما ، همین تذکر زبانی من و شماست که جامعه را از فساد باز خواهدداشت. مطمئن باشید احتمال تاثیرش قطعیست این را من نمی گویم رهبرجهان اسلام می گوید:


"بعضی ها گفته اند که باید احتمال تاثیر وجود داشته باشد. من می گویم احتمال تاثیر همه جا قطعی است. مگر در نزد حکومتهای قلدر، قدرتمندها و سلاطین. آنهایند که البته حرف حساب به گوششان فرو نمی رود و اثر نمیکند. اما برای مردم چرا، برای مردم حرف اثر دارد."


"البته عده ای این کار را می کنند اما همه نمی کنند. همه تجربه نمی کنند، بعد می گویند آقا چرا اثر نمی کند. تجربه کنید؛ منکری را که دیدید با زبان تذکر دهید. اصلا هم لازم نیست زبان گزنده باشد و یا شما برای رفع آن منکر، سخنرانی بکنید. یک کلمه بگویید: آقا، خانم، برادر، این منکر است. شما بگویید نفر دوم بگوید، نفر سوم بگوید، نفر دهم بگوید، نفر پنجاهم بگوید؛ کی می تواند منکر را ادامه بدهد؟ "


بیایید کاری کنیم ، برادر من بیایید علوی شویم ، خواهر من بیایید فاطمی شویم. زمان عمل اندک است...


 


نوشته شده در یکشنبه 3/2/91ساعت 10:8 عصر توسط منتظرالقائم نظرات ( ) |

نزدیک عید است و بی شک یکی از پسندیده ترین کارها تقسیم شادی هایمان با کودک و بزرگِ نیازمندی است در همین نزدیکی ها که چشمانشان به کمکهای برادران و خواهران مسلمان جامعه اسلامی دوخته شده.. و انفاق همان مقسم شادیهاست...


 


انفاق


اما دقت کنیم! : به چه کسی باید انفاق کرد؟ :


«یَسْأَلُونَکَ مَاذَا یُنفِقُونَ قُلْ مَا أَنفَقْتُم مِّنْ خَیْرٍ فَلِلْوَالِدَیْنِ وَالأَقْرَبِینَ وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِیمٌ» ( از تو مى‏پرسند چه چیزى انفاق کنند [و به چه کسى بدهند] بگو هر مالى انفاق کنید به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مسکینان و به در راه‏مانده تعلق دارد و هر گونه نیکى کنید البته خدا به آن داناست)
آیه 215 سوره بقره می‌نویسد: اولویت انفاق از نظر قرآن کریم پدر و مادر، بستگان نزدیک مانند پدربزرگ، مادر بزرگ، برادر، خواهر، عمو، عمه، دائى، خاله و اولاد آنان و داماد و عروس، یتیمان، مستمندان و در راه ماندگان است.


اما نکته ای که با نگرش به آیه مبارکه فوق قابل توجه است اینکه: انفاق به دیگران با وجود مستحقی در خویشاوندان مکروه است. در واقع باید گفت:


انفاق بر 5نوع است :
1. انفاق واجب؛ مانند: زکات، خمس، کفّارات، فدیه ونفقه زندگى که برعهده مرد است.

 2. انفاق مستحبّ؛ مانند: کمک به مستمندان، یتیمان و هدیه به دوستان.
 3. انفاق حرام؛ مانند: انفاق با مال غصبى یا در راه گناه.
 4. انفاق مکروه؛ مانند: انفاق به دیگران با وجود مستحقّ در خویشاوندان.
 5. انفاق مباح؛ مانند: انفاق به دیگران براى توسعه زندگى؛ زیرا انفاق براى رفع فقر، واجب یا مستحبّ است.


با توجه به مطالب فوق و آیه کریمه قرآن کریم به نظر می رسد صدقه دادن و یا واریز مبالغی در صندوق صدقات کمیته امداد هم نوعی انفاق محسوب می شود که مستحب خواهد بود به شرطیکه اولویت ها رعایت شده باشد و اگر در خویشان مستحقی نبود این صدقه داده شود.


نوشته شده در یکشنبه 28/12/90ساعت 3:19 صبح توسط منتظرالقائم نظرات ( ) |

بسم الله الرحمن الرحیم


مطلبی که در ذهن برخی جولان می دهد این است که به افرادی که زیر پرچم اسلام هستند و شهادتین گفته اند باید با حسن ظن نگریست.
در وهله اول مطلب صحیح و کاملا درست است که نباید به برادران مومن سوء ظن داشت چرا که به تعبیر آیه کریمه قرآن برخی گمانها و سوء طن ها گناه هستند. علاوه بر این در امور مسلمین مانند خرید و فروش و عقود و... اصل بر صحه یا به تعبیر فقهی اصالة الصحة است. پس شاید در اعمال مسلمین هم باید اصل را بر صحت عمل او _ و نه اغراض فاسد او_ گذاشت.
اما نکته ای که نباید از آن غافل شد این است که اگر در آیه کریمه بعضی از گمانها یا بسیاری از گمانها را خطا دانسته است ولی بنابر مفهوم گیری از این آیه می توان به درستی چنین برداشت کرد که البته بعضی از سوء ظن ها نیز درست و به جا هستند.


اصولا به تعبیر آیت الله احمد عابدی در مسائل امنیتی اصل بر سوء ظن است. جالب است که جاسوسان آمریکایی بر طبق اسنادی که از لانه جاسوسی به دست آمده است امام خمینی را شخصی معرفی کرده اند که نسبت به افرادی که می خواستند ذهن ایشان را منحرف کنند تیزبین بوده و به آنها با سوء ظن می نگریست : «در او جایی برای سازش و مصالحه وجود ندارد. احتمال اینکه کسی بتواند عقاید خمینی را به مقدار قابل توجهی تعدیل کند، بسیار کم است زیرا او به این گونه افراد با دید تحقیر و سوءظن می نگرد.» (صفحه 159، جلد ششم اسناد لانه جاسوسی)


در مورد اصالة الصحة نیز نکته ای وجود دارد و آن اینکه ما نمی توانیم در مورد کسی که امور مسلمین و جان و مال و ناموس مملکت به او واگذار می شود اصالة الصحة جاری کنیم و در این صورت نزد خداوند چه حجتی خواهیم داشت؟


علامه آیت الله مصباح یزدی نیز بر این مطلب تاکید دارند که ممکن است از خطاهای افراد چشم پوشی کنیم اما دیگر نمی توانیم آنها را بر مصادر امور مسلمین بگماریم: «به خدا توجه داشته باشیم و فریفته هر ادعایی نشویم. انتخابات جای خوش‌بینی و اصالت‏الصحه نیست؛ جای تیزبینی و تیزهوشی است»


انتخابات مجلس 


یکی از ویژگیهای شاخص جبهه موسوم به جبهه پایداری همین شفافیت و روشن بودن حد و مرزها بین افراد صالح و غیرصالح است. آنچه را که در جبهه پایداری می بینیم همین نکته است که چرا و به چه حجت و دلیل شرعی دوباره به مردودینی که 4سال قدرت را در دست داشتند و کاری جز معاونت فساد و فتنه نکردند مجال بدهیم به امید اینکه توبه کنند و از خطاهای خود بازگردند؟


به قول جناب حجت الاسلام پناهیان تا کی باید از ترس ضد انقلاب ، به غیر انقلابی ها رای بدهیم؟!
پس امیدوار باشیم و در مسیر انقلاب محکم باشیم و باور داشته باشیم که : إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (احقاف:13)


نوشته شده در دوشنبه 8/12/90ساعت 2:16 صبح توسط منتظرالقائم نظرات ( ) |

 



بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم


 در ایام اربعین فرهنگ ساز حسینی (ع) و درحالی که ملت ایران هنوز در شهادت جوان دانشمندش بهت زده است وهنوز فرزند آن شهید نمی داند بابایش به پابوس ارباب بی کفن رفته است، شاهد بی فرهنگی ها در عرصه ی فرهنگ کشور بودیم.
جنگ نرم گاهگاه رنگ عوض می کند.در مورد اخیر، وقایعی را در عرصه فرهنگی عَلم کرده اند تا جوّ را نا آرام جلوه کنند. پیام تبریک وزارت خارجه آمریکا گواه روشنی است بر نقشه های ایشان.


  سران استکبار بین المللی گویا از حمله موفقیت آمیز به سطل زباله های خیابان های تهران در فتنه 88 ، دل  به این امید بسته است که سطل زباله رذایل انسانی در ایران را هم یکباره آتش بزند تا شاید کسی یا کسانی را متوجه ایران کند و تا زیر نویس کند که ایران اسلامی انقلابی تمام شد!.
آشغال ، آشغال است چه در سطل زباله های خیابان های تهران وچه زباله های انسانی ته نشین شده در ابتذال واره های کشورهای ضد اسلام.
خاصیت آتش این است که چه زباله های سطل زباله ها و چه تفاله های شرافت انسانی را اگر بسوزاند ، نا چار دود خواهد کرد ولی آیا این دود نا مطبوع ماندگار خواهد بود؟


 روشن تر بگویم ؛ برهنه شدن جلوی دوربین ها و هم دست شدن با فاحشه های بین المللی برای ملت ایران همان قدر اهمیت داشت که آتش گرفتن آشغالهای سطل زباله های تهران.



سینما 



لینکهای مرتبط:
1- پیام تبریک وزارت خارجه آمریکا به ا-ف!
2-جایزه سینمایی یا هدیه سرویس‌های اطلاعاتی
3-راز برهنه شدن گ - ف + سند 


نوشته شده در پنج شنبه 29/10/90ساعت 3:20 عصر توسط منتظرالقائم نظرات ( ) |

بسم الله الرحمن الرحیم


 قال رسول الله صلوات الله علیه:
الْمُؤْمِنُونَ عِنْدَ شُرُوطِهِمْ   .... مومنان پای شرایط(قراردادهای) خود می ایستند.1


 گاهی یک شاه کلید برای بازکردن چند قفل متفاوت کافی است و فهم یک موضوع، گره گشای مسائل دیگری می گردد.
و گاهی دانستن و التزام به یک اصل فقهی حلّال بسیاری از ابهامات احکام دینی می گردد.


 در قواعد اصول اسلامی  این قاعده موجود است که: من التزم بشی التزم بشرائطه (هرکس ملتزم به چیزی شد باید به شروط آن نیز ملتزم شود.) و در حدیثی نبوی هم داریم: المومنون عند شروطهم ؛  مومنان پای شرایط(قراردادهای) خود می ایستند.(ر.ک.1)


 با توجه به این اصل مهم یکی از شاه کلیدهای فقهی این است که :
مخالفت با قوانین وضع شده ی هرکشور که تابعیت آن کشور را داریم  حرام است.
پس
مخالفت با قوانین وضع شده ی جمهوری اسلامی ایران نیز حرام بوده و بالطبع مستوجب عذاب الهی خواهد شد.


بنابراین هر کاری که بر اساس قوانین موضوعه ،غیرقانونی باشد از نظر شرع مقدس اسلام نیز مردود و حرام تلقی می شود.
مثال شفاف وجالبی که در این باب می توان از آن الگوبرداری کرد مربوط می شود به سالهایی که حضرت امام خمینی رحمة الله علیه در فرانسه بودند. یکی از قوانین فرانسه این بوده که در خیابان ذبح حیوانات ممنوع است . از قضا یکی از نزدیکان حضرت امام گوسفندی را برای حضرت امام ذبح می کنند که حضرت امام خمینی بعد از متوجه شدن این موضوع  ناراحت شده و می فرمایند ما تا زمانی که در فرانسه هستیم ملتزم به قوانین این کشور هستیم و حتی ایشان از خوردن آن گوشت امتناع می کنند.


 لذا با به کارگیری این شاه کلید مهم فقهی و در نظرداشتن فلسفه ی آن، ابهاماتی چون چرایی حرمت خرید و فروش و استفاده از ماهواره ، چرایی وجوب رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی مانند توقف پشت چراغ قرمز وصحبت نکردن با تلفن همراه هنگام رانندگی ، چرایی حرمت تقلب و بسیاری از چراهای فقهی دیگر پاسخ داده خواهد شد.


 کلام آخر این پست: خاطره ای نقل شده در مورد سیره عملی شهید دکتر محمد علی رهنمون (شادی روح شهدای اسلام صلوات عنایت بفرمایید) :
... با محمد داشتیم می رفتیم جایی. پیچیدم توی خیابان یک طرفه. زد روی پام و گفت: " داری گناه می کنی ها. توی قانون جمهوری اسلامی یک طرفه رفتن ممنوعه. قانون رو رعایت نکنی، گناه کرده ای؛ عین اینه که نمازت قضا بشه. هیچ فرقی هم نمی کنه".


 پی نوشت:
1-َتهذیب‏الأحکام  جلد 7    صفحه 371    31- باب المهور و الأجور و ما ینعقد  


نوشته شده در جمعه 16/10/90ساعت 5:49 عصر توسط منتظرالقائم نظرات ( ) |

بسم الله الرحمن الرحیم




قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
أَکْثِرُوا الْوَلَدَ أُکَاثِرْ بِکُمُ الْأُمَمَ غَداً 
1
 فرزندان خود را زیاد کنید تا فردا به واسطه (کثرت) شما بر دیگر امم افتخار نمایم.



یکی از مهمترین عوامل پیشرفت ، برنامه ریزی انسانی و توسعه و رشد جامعه ، عامل افزایش جمعیت است.



نگاهی به کشورهای پیشرفته و درحال  توسعه رابطه ی مستقیم پیشرفت جامعه با رشد جمعیت را نمودار می سازد. برای مثال کشور پیشرفته ای مثل آمریکا حدود 300 میلیون نفر جمعیت دارد و یا برزیل حدود 204 میلیون نفر و ژاپن حدود 128 میلیون نفر جمعیت دارد. در حالیکه در مقابل کشورهای با جمعیت خیلی کم در واقع محکوم به زوال هستند و با کوچکترین زلزله ی سیاسی از بین می روند.
اینها همه در حالی است که گفته می شود ایران ظرفیت و پتانسیل حدود 150 میلیون نفر جمعیت و بلکه بیشتر را دارد.



حضرت آیت الله سبحانی فرموده اند: بهترین کمک (برای تقویت جامعه ی اسلامی در مقابل کفار و دشمنان) فرزند است و این شعار ضدقرآنی و باطل که «اولاد کمتر، زندگی بهتر» را ترک کنید...این شعار خلاف قرآن است و از یهود آمده و در مغز مسئولین قبلی بوده و پخش شده است.



با تکیه بر سخن این عالم بزرگ باید گفت شواهد هم نشان می دهند که طرحهای استعماری با شعار کاهش جمعیت در ایران کلید خورده است و با توجه به شواهد ذیل حداقل 2جای ابهام در ذهن من وجود دارد که:
اولا سازمان ملل به 2 کشور بیش از همه در مسئله کنترل جمعیت کمک کرده ، یکی هندوستان فوق یک میلیاردی است و دیگری ایران چندده میلیونی! و سوال اینجاست که سازمان مللی که هیچ جا نفعش به ایران نمی رسد چه شده که در این مسئله ایران را در صدر کمکهای خود قرار داده؟!



دوما با وجود هزارها هزار مقاله ی مفید و برتر پژوهشگران و اساتید ایرانی ، چه می شود که استادی از ایران جایزه ی "جمعیت شناسی" را می برد و از او به خاطر ایران دوستی اش تقدیر ویژه می کنند؟! و حال آنکه سازمان ملل هیچ قدم مثبتی در این سه دهه برای ایران برنداشته است و سخنان برژینسکی دلیل بر این مدعاست که گفته است :" از فکر کردن به حمله ی پیشدستانه علیه تأسیسات هسته ای ایران اجتناب کنید و یک بازی طولانی مدت را انجام دهید چون زمان، آمارهای جمعیتی و تغییر نسل در ایران به نفع رژیم کنونی نیست".2



خانواده ی پرجمعیت خانواده با نشاط



اما یکی از توجیهات فرزندنیاوری! این است که تربیت فرزند مشکل است و کیفیت تربیت مهمتر است و همینطور مشکلات اقتصادی خانواده ها کفاف جمعیت زیاد را نمی دهد.



از دو دیدگاه می توان به این قضیه پاسخ گفت .اول آنکه طبق آماری که ازسوی مسوولان رده بالای کشور داده می شود معمولا نخبگان جامعه از بین خانواده های پرفرزند هستند و می بینیم که مشکلات فرهنگی مختلف از جمله افسردگی ، بی اخلاقی ، توقعات بالا و همینطور سایر مشکلات اجتماعی و .. که اخیرا دامنگیر جوانان کشور ما شده معمولا در خانواده های کم فرزند پیش می آید.
دوم آنکه عالمی می فرمودند شما اگر نگران رزق و روزی فرزندان هستید باید گفت خداوند خود رزق و روزی بندگانش را متکفل شده است ، شما چرا ناراحت هستید؟! و اگر نگران تربیت فرزندانتان هستید به شما می گویم بچه ها خودشان تربیت شده ی خدایی هستند، شما بی تربیت شان نکنید!




علاوه بر تمام آثار و فواید فرهنگی مثبتی که فرزندآوری و افزایش جمعیت خانواده برای خانواده و جامعه دارد  ازجمله شادابی و نشاط خانواده ، کاهش مشکلات فرهنگی و ... ، یکی از آرامش بخش ترین اثرها این است که فرزند نیک و صالح و ذریه ی او "صدقه جاریه" ای است که بعد از مرگ می تواند همچنان جریان داشته باشد و خیر و ثوابش همچنان به ما برسد.






********
پی نوشت:

1.الکافی     جلد6    صفحه 2    باب فضل الولد .....
2. تحلیل جالبی از این خبر در رسانه ها منتشرشده است که مطالعه شان بی شک خالی از لطف نیست.


نوشته شده در چهارشنبه 8/4/90ساعت 1:48 صبح توسط منتظرالقائم نظرات ( ) |

بسم الله الرحمن الرحیم



استاد شهید مطهری



ما علاوه بر همه ی مقررات و دستورهایی که داریم که باید تهذیب نفس کنیم ، باید خداشناس باشیم ، نماز بخوانیم ،...، علاوه بر همه ی این دستورها ما باید وقتی که زندگی می کنیم یک نوع برداشتهای دیگری هم در زندگی داشته باشیم که در آن برداشتها عملا داریم می گوییم من مسلمانم ، 



این برداشتها در لباس ما باید ظاهر باشد ،



در قیافه ی ما باید ظاهر باشد ،                                                      



در مجالس ما... ،



در شروع ما به کارها ...،



در نامگذاریهای ما برای بچه های خود ، ....، ... در همه ی شئون زندگی ما باید ظاهر باشد . یعنی خانه ی من باید بگوید من خانه ی یک نفر مسلمانم.... (استادمطهری ؛کتاب پانزده گفتار ؛ ص 179)



یا ما باید مسلمان باشیم و شعارهای اسلامی را که اعلام وابستگی ما به اسلام است حفظ و نگهداری کنیم و یا باید از اسلام استعفا بدهیم.



 از دست دادن تدریحی شعارها باعث می شود که بعد خود محتوا را از دست بدهیم. (استاد مطهری ؛ کتاب پانزده گفتار ؛ ص186)



 



********* 
پ.ن:
از بین شعارهای اسلامی که در کتاب پانزده گفتار از استاد ذکر شده در مورد اسمهای مذهبی در این پست و در مورد بسم الله الرحمن الرحیم و سلام علیکم در این پست صحبت شده است. 



 


نوشته شده در پنج شنبه 29/2/90ساعت 11:36 عصر توسط منتظرالقائم نظرات ( ) |

بسم الله الرحمن الرحیم



در هر امر معقولی سیر و مسیر حرکت ، به سمت بهترین گزینه هاست. به جرات می توان گفت تمامی مکاتب اسلامی، مغز و خمیرمایه اسلام را در مکتب اهل بیت می یابند.مکتبی که از عدالت علوی تا  قیام حسینی و علوم جعفری و انتظار مهدوی (علیهم السلام)بهترین گزینه برای بیداری مسلمانان خفته در مکر شیاطین انسی و جنی هست.



گرایش پیروان مکتبی به دیگرمکاتب تا یک درصدی طبیعی و عادی است اما اگر این گرایش از حدمشخصی بیشتر شود نشان می دهد نکته ای در پس این قضیه وجود دارد بخصوص اگر گروندگان از علمای آن مکتب باشند.

با این دید می خواهیم تعداد گروندگان از مکاتب مختلف به مکاتب دیگر را بررسی کنیم.

گرایش ادیان دیگر مثل مسیحیت به اسلام به حدی افزایش یافته که واتیکان نیز رسماً اعلام کرده است که اینک جمعیت مسلمانان در جهان،از جمعیت کاتولیک‏ بیشتر شده و در ظرف 5 الی6 سال دیگر اسلام بزرگ‏ترین دین جهان خواهد بود.(+)

در مقابل مسیحیت هم با وجود هزینه های هنگفت سعی در جذب مسلمانان به دین خود دارد. این فکر را می توان در پدیده ی مسیحیت تبشیری بررسی کرد که معمولا فعالیتهایشان در مرزهاست یا اینکه از میان افراد اپوزیسیون است که در کل خروجی قابل توجهی ندارد تا آنجا که میانگین رشد مسیحیت در کشورهای اروپایی 1.38 درصد و در کشورهای غیراروپایی مثل آمریکا و کانادا 1.6 درصد است و این در حالی است که جمعیت‏شناسان و کارشناسان آمار معتقدند که اگر رشد جمعیت یک کشور در 25 سال متوالی کمتر از 2.5 درصد باشد نجات فرهنگ و تمدن آن کشور امکان‏پذیر نخواهد بود و برخی سازمان های مسیحی می‏گویند که نوادگانشان فرهنگ آنها را نخواهند دید بلکه آنها در جوامع اسلامی چشم به جهان خواهند گشود.(+)

اما از نگاه درون دینی گرایش اهل سنت به شیعه بخصوص در بین علمای آن تا حدی زیاد بوده است که حتی روزنامه ی گاردین در مقاله ای می نویسد: "شیعیان که 15 درصد کل مسلمانان جهان را تشکیل می دهند، مطمئنا کمتر میل به گرایش به مذهب تسنن از خود نشان داده اند و برعکس، گرایش به شیعه در میان سنی مذهب ها رشد بارزی داشته و این همان چیزی است که باعث ترس رژیم های سنی مذهب خاورمیانه شده است."
(+)

نمونه هایی از هدایت یافتگان از بزرگان و علمای اهل سنت به مذهب حقه ی شیعه را می توانید در این لینک از وبلاگ دیگرم (
+) مشاهده بفرمایید که این بزرگواران بعد از تشرف به مکتب شیعه کتابهایی در این زمینه نوشته اند یا در مناظره هایی که ترتیب داده اند سعی در جذب افراد به مکتب برحق شیعه داشته اند.



 آنگاه هدایت شدم بنور فاطمه اهتدیتلقد شیعنی الحسین


نکته جالب توجه اینکه در مقابل وقتی بررسی میکنیم که ببینیم از مکتب شیعه چه کسانی و چه درصدی به مذهب اهل تسنن گرویده اند مشاهده می کنیم نه تنها از علمای شیعی شخصی نام برده نشده بلکه حتی تعدادی که در سایت العقید? اهل سنت به عنوان گرونده از مکتب شیعه به مکتب اهل سنت نام برده شده اند نه تنها نام آنها حتی صحیح نوشته نشده و اضافه ی القابی مثل سید و ... به اسامی این بزرگواران اضافه شده که بلکه بدون نام بردن یک کتاب یا دستخط یا صحبتی از این بزرگواران ادعا شده که به مکتب اهل تسنن گرویده اند حال آنکه طبق بررسی های مدیریت این وبلاگ:(
+) که خود از پژوهشگران دینی-قرآنی هستند بعضی از افراد ادعا شده حتی در وصیت نامه شان قبل از مرگ یادآور شده اند که باایمان بر اهل بیت علیهم السلام از دنیا می روند اما این سایت اسم ایشان را بعد ها به عنوان گرونده به مکتب اهل سنت درج کرده است.

لینک مرتبط:
کلیپی از مفتی سنی سوریه در مورد حقانیت شیعه -حجم:2مگابایت


نوشته شده در یکشنبه 3/11/89ساعت 12:7 صبح توسط منتظرالقائم نظرات ( ) |

بسم الله الرحمن الرحیم





هر ملتی برای شروع کار خودش شعاری دارد، شعار ملت اسلام هم توحید است؛ «بسم‎ا... الرحمن الرحیم» شعار مسلمان است...

حال بعضی افراد درجه دوم این شعار را می نویسند : به نام خدا . البته این کار خوبی است ، با نام خدا شروع شده ، اما این مطلب را بدانیم که خود جمله ی بسم الله الرحمن الرحیم شعار است. ما خود این جمله را باید زنده نگه داریم ...

... من در دلم آرام بگویم بسم الله الرحمن الرحیم کسی نفهمد ، شعار نیست ؛ بلند بگوییم ؛ بلند گفتن است که اثر دارد.1


(علامه شهید مطهری ، پانزده گفتار ، ص183)


*********


1-البته در کنار ذکر مطلب فوق در همین کتاب پانزده گفتار ، حضرت علامه شهیدمطهری درمورد این مطلب که بسم الله الرحمن الرحیم در دل خود شعار توحیدی هم دارد و یک مسلمان شروع همه ی کارهای مهم و غیرمهمش باید با "بسم الله الرحمن الرحیم" باشد فرمایشاتی دارند که توصیه میکنم مراجعه بفرمایید و استفاده کنید.





 gol- mohammadi





 سلام [به تنهایی] سلام نیست ، [باید گفت:] سلام علیکم . خجالت هم نباید کشید ، شجاعت و عرضه و شخصیت باید داشت ، با صدای بلند باید گفت : سلام علیکم .

در اسلام ، افشای سلام ، یعنی بلند سلام کردن، سنت است.

(علامه شهیدمطهری ، پانزده گفتار ، ص214)


نوشته شده در جمعه 17/10/89ساعت 4:43 عصر توسط منتظرالقائم نظرات ( ) |

بسمه تعالی



پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید:
مِنْ حَقِّ الوَلَد على الوالدَأن یُحَسِّنُ اسْمَهُ.



از حقوق فرزند که به عهده والدین است، نهادن نام نیکو بر اوست.



 یکی از حقوق اولاد که وظیفه برای والدینش می آورد انتخاب نام نیکو برای فرزند است. در زمان کنونی که تلاش دشمن در ازبین بردن تمام مظاهر و شعارهای اسلام (که از جمله این کارها سوزاندن صفحات قرآن است!) می باشد و حتی انتخاب اسم اسلامی به تعبیر شهید مطهری امر به معروف و به نوعی تبلیغ دین و مذهب و مبارزه با اسامی غیراسلامی نهی از منکر استآیا ما این وظیفه ای که داریم را نه به نحو احسن! بلکه درحد متوسط وظیفه ی شهروند جامعه اسلامی انجام می دهیم؟!



البته بالابودن آمار انتخاب اسامی فاطمه و زهرا و محمد و علی جای شکر فراوان دارد اما واقعا چرا سایر اسامی پر از افتخار و عزت دینی مثل زینب و سکینه و معصومه و جعفر و هادی و... جایگزین اسامی بیگانه یا شاهنشاهی برای یک مسلمان نوتولد نشود؟!



امام کاظم (ع) می فرمایند:" لَا یَدْخُلُ الْفَقْرُ بَیْتاً فِیهِ اسْمُ مُحَمَّدٍ أَوْ أَحْمَدَ أَوْ عَلِیٍّ أَوِ الْحَسَنِ أَوِ الْحُسَیْنِ أَوْ جَعْفَرٍ أَوْ طَالِبٍ أَوْ عَبْدِ اللَّهِ أَوْ فَاطِمَةَ مِنَ النِّسَاءِ "



خانه ای که در آن اسم محمد یا احمد یا علی یا حسن یا حسین یا جعفر یا طالب یا عبدالله یا از زنان فاطمه باشد فقر و تنگدستی در آن وارد نمی شود.



من وقتی بصورت تصادفی اسم ملیسا را ( که در لغات غریب عربی به معنای : 1- زمانی بین مغرب و نماز عشا؛ 2- ماه صَفر؛ 3- ماهی بین آخر گرما و زمستان.» است ) در سایت سازمان ثبت احوال سرچ کردم در ناباوری مشاهده کردم که متاسفانه 3008 نام ملیسا در 3008 خانواده ایرانی وجود دارد!!   آیا ما در فرهنگ اسلامی و ملی خود از اسامی یا القاب حضرت فاطمه زهرا(س)(20لقب) یا اسامی سایر بزرگ بانوان مسلمانمان کم داریم که به سراغ اسامی بی معنا ومحتوای درخوری مثل ملیسا و ...(که الان درصدد بیان آنها نیستم) برویم؟!



 



روی سخن ما با مسلمانان شناسنامه ای نیست که البته آنان ممکن است اسامی آپ تو دیت و امروزی را سراغ بگیرند ، اسامی ای که شاید با فرهنگ اسلامی و ملی میهنشان تناسبی نداشته باشد. به نظر می رسد عدم اتکای به نفس و تقلید کورکورانه و عدم آشنایی با هویت درخشان اسلامی موجب می گردد تا ایشان از اسامی پادشاهان جائر و بی دین و یا از نام گذاریهای بلاد کفر در شناسنامه ی فرزندان خود استفاده نمایند.
اما دوستان مسلمان مقید و معتقد هم گاهی مواضع جالبی اتخاذ می کنند. این دسته همان عزیزانی هستند که به لحاظ شور و شعور مذهبی الحمدلله در درجات بالای جامعه ی اسلامی مان قرار دارند اما به تعبیر علامه مطهری شعارمذهبی ندارند یا شعارمذهبی شفافی ندارند!



و گاهی درانتخاب اسم دچار افراط و تفریط می شوند. افراط ناآگاهانه ی ما آنجاست که اسم همراه با صفت خاصش را که برای یکی از معصومین علیهم السلام علم شده یا صفت خاص خداوند را(مثل رحمان) بدون قید عبد در اولش(عبدالرحمان) برای فرزندمان انتخاب می کنیم. 
مثل: «فاطمه زهرا» ...... فاطمه اسم خانم است و قبل از حضرت زهرا(س) هم افرادی مثل فاطمه بنت اسد(مادر امیرالمومنین ع) این اسم را داشته اند اما وقتی حضرت زهرا (س) دنیایی را با قدوم مبارکشان منور کردند اسم فاطمه با لقب زهرا به ایشان تعلق گرفت تا همیشه اسم خاص شخص ایشان «فاطمه زهرا » شود و ما با انتخاب این اسم نعوذبالله به نوعی ادعای تکرار تولد معصوم بزرگواری چون ایشان را می کنیم!



و تفریط و کم گذاشتن در مواردی است که انگار از انتخاب اسامی عزتمندی چون محمد و علی و فاطمه و زینب خجالت می کشیم!!! و با گذاشتن کلمه ی دیگری درکنارش (مثل نازنین زینب!)  یا انتخاب لفظ لاتین یا زبان دیگری از آن اسم (مثل ایلیا به جای علی) با یک تیر دو نشان می زنیم! تا هم مذهبی بودنمان را نشان داده باشیم و هم با کلاس بودنمان را !!!



 



پس چه خوب است که سعی کنیم در زمانی که هرکس و هر ملتی را با نمادش می شناسند و دشمن نهایت همتش را به کار میگیرد که کوچکترین مظاهراسلام را از میان بردارد ابتدا به سراغ اسامی معصومین علیهم السلام و زنان و مردان مسلمانی که الگو و اسطوره ی اسلامند برویم و در وهله بعد در حداقل حالات اسامی ملی که معنای درخور شان یک مسلمان ایران زمینی دارد را برای فرزندان دلبندمان برگزینیم.



 



پی نوشتی که خمیرمایه ی کلام بود! :
**********************
شهید مطهری:



به جاى اینکه افتخار کند اسم پسرش را حسین بگذارد ، بابک و مازیار و جمشید و فرشید مى گذارد ! به خدا تمام اینها مبارزه با اسلام است ، میراندن اسلام است . شعارهاى دین را زنده نگهدارید . یکى از شعارهاى دین اسمهاست . من نمى فهمم اینکه مى گویند فلان اسم دمده شده ، کهنه شده ، یعنى چه ؟ مگر اسم هم نو و کهنه دارد؟!
همین ، خودش یک امر به معروف و نهى از منکر است . یک درجه امر به معروف و نهى از منکر این است که مردم ! بر فرزندانتان اسمهاى اسلامى بگذارید . ( این امر به معروف است ) . مبارزه کنید با اسمهاى غیر اسلامى . ( این نهى از منکر است ) . براى موسساتتان نام اسلامى بگذارید . نامهاى اسلامى را زنده نگهدارید .






 لینک مرتبط: اسامی ایرانی که برای صاحبان آن دردسر ساز می شود


نوشته شده در دوشنبه 5/7/89ساعت 3:22 عصر توسط منتظرالقائم نظرات ( ) |


Design By : Pichak